X
تبلیغات
ابتدایی بنیان دانش - مقاله ای درباره هنر و نقش آن در خلاقیت
گروههای آموزشی ابتدایی منطقه پیشوا

هوالحق

 

هنرونقش آن در پرورش خلاقیت كودكان

زندگی امروزسراسرپیچیده ومبتنی بر تعاملات افراد جامعه است ، تحول زندگی این تعاملات را ازسطح بومی ومنطقه به سطح جهانی ارتقا داده است پس طبیعی است که در عصرکنونی باید كودكان را توانمند ، خلاق ،ارتباط گر تربیت كرد ،آن چنان كه دارای انگیزه بالا بوده ولبریزازشوق زندگی باشند تا بتوانند در دنیای پررقابت و پیچیده ی امروزتاب آورند وموفق شوند.
برای لحظه ای در گوشه ای بنشینیم و چشمان خود را ببندیم و به دنیایی كه درآن زندگی می كنیم بیاندیشیم.
سرعت و شتاب زندگی و پدید آمدن تحولات شگفت انگیز از ویژگیهای عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقی جدید در حال وقوع است واین اتفاقات همچون حلقه های زنجیر به یكدیگر متصل هستند. 
دورانی است كه انسان باید علاوه بر زندگی در محیط در حال تغییر، بتواند خلاقانه بیاندیشد واین روزگار با ایجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندی سكان كشتی زندگی خویش را در این دریای متلاطم به پیش ببرد .
حال تصور كنید فردی ساعت ها در حال نقاشی كردن است و به دور از هیاهوی دنیای امروز ، درعالم تخیل خود سیر می كند و گویی ذهن در دریای آرام درون ، قلابی را رها ساخته و ساعت ها به دنبال یافتن چیزی تازه درعمق این دریاست .در این میان ممكن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز كند و در جستجوی خالق خویش به سیروسیاحت بپردازد و یا دراعماق دریای وجود خود به جستجوی درون بپردازد و هر لحظه تجربه ای كسب كند، دراین میان چه بسا اولین جرقه های خلاقیت پدید آید و زمینه ساز افكار نو گردد. هنر قادر است شرایطی را فراهم كند كه آدمی بتواند به دور ازهیاهو درمیان زیباییها سیر كند و بدین وسیله به آرامش برسد و در كنار آن عمیق تر بیاندیشد.
كودكان امروز، نیازمند هنرند تا با كمك آن بتوانند خود را بشناسند،دنیای بیرون را دقیق تر کشف خود ومهم تر ازهمه درست تربیندیشند.
برای پی بردن به اهمیت هنر در بروز خلاقیت بهتر است تعریفی از هنر و خلاقیت داشته و سپس به بیان ویژگیهای فرد خلاق بپردازیم .
    هنر ابزارى است براى بیان احساسات؛ شیوه اى است براى تبادل افكار،عقاید،احساسات ، باورها ،نگرش ها وارزش ها . برخى از مزایاى بیان خلاقانه احساسات عبارتنداز:كشف درونیات فردى، افزایش اعتماد به نفس واشتیاق براى شركت درفعالیتهاى گروهى واجتماعى.

    احساس حاصل از نقاشى وطراحى احساس عمیقى است اما چرا نقاشى وطراحى چنین احساساتى را درآدمى پدید مى آورد.درروح همه ى افراد تمایلى براى آفرینش وبیان احساسات وجود دارد وهنر به این نقطه ى حساس درروح بشرتلنگرمى زندوآن را به فعالیت وامى دارد.چنین نقطه اى در روح بشر سرچشمه خلاقیت در ذهن اوست.

 

 

 

 

 

تعریف خلاقیت
بیان تعریفی جامع از خلاقیت كار سختی است و صاحبنظران تعاریف مختلفی ارائه كرده اند شاید ساده ترین تعریف ازخلاقیت این باشد که "فردی فكری نو و متفاوت ارائه دهد ."
"استیفن رابینز " خلاقیت را به معنای توانایی تركیب اندیشه ها و نظرات در یك روش منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می كند .

   "خلاقیت در هنر یعنی توانایى آفرینش تازه ها،تصورموجودات خیالى ومطرح ساختن ایده هاى ناب " خلاقیت توانایى نگریستن به مسایل وحوادث روزمره باشیوه هاى نواست. هنگامى كه وظایف روزمره خود را با به كارگیرى شیوه هاى تازه انجام مى دهیم ،ازخلاقیت خود بهره گرفته ایم. به عنوان مثال شاید هر روز با استفاده از یك مسیر به سر كار خود برسیم ،اما چند مسیر برای رسیدن به سر كار وجود دارد؟ دومسیر؟ یا سه مسیر؟یا بیشتر نتیجه استفاده ازهمه ی مسیرها یكسان است، رسیدن به سركار،خلاقیت به این فرآیند توجه دارد كه شما چگونه به سركار خود مى رسید. درتلاش براى یافتن مسیرهاى جدید مى توانیم ازخیابانهایى عبور كنیم كه هرگز پیش ازاین آنها رانیازموده بودیم شاید هم گم شویم همواره درمسیرخلاقیت خطرما را تهدید مى كند.اما شما ازفرآیندهاى جستجونكاتى رامى آموزید كه دررسیدن معمولی  روزمره به مقصد این نكات آموزنده را درنمی یابیم .این امردرباره كودكان نیزصادق است. فرآیندهاى مرتبط با آثار هنرى بیش از محصول نهایى اهمیت دارد .اگرهمه كودكان را مجبور كنیم با بهره گیرى از فرآیندها ومواد یكسان به آفرینش آثارهنرى شبیه به هم مشغول شوند،آنان فرصت تجربه وآزمایش مسیرهاى تازه را نمى یابند.

   هنگامى كه به كودكان اجازه مى دهیم تا خود به كشف بپردازند ،این خطر را مى پذیریم كه برخى ازآنان شاید مسیردرست آفرینش آثار هنرى را نیابند ویا به بیراهه بروند.اما اگر كودكى آن قدر درگیرآمیختن رنگها با هم شود كه از تكمیل نقاشى خود باز بماند آیا مشكلى پیش مى آید؟ با اندكى تأمل درمى یابیم پاسخ این سؤال منفى است.كودک ازبررسى رنگهاى نقاشى بیش از تكمیل یک نقاشى زیبا مطلب خواهد آموخت وازاین معرفت لذت خواهد برد.

  بایدمحیطى را پدید آوریم كه كودكان به كشف وبررسى تشویق شوند.فعالیتهاى هنرى فرصتهاى زیادى براى رشد وپرورش خلاقیت پدید مى آورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حال به بیان ویژگی های فرد خلاق می پردازیم
مهم ترین ویژگیهای افراد خلاق به شرح زیر است
:
آنها كنجكاو و جستجوگرند
-در انجام كارها دارای پشتكار و انضباط هستند
-انگیزه فراوانی برای كسب دانسته ها و تجربیات جدید دارند
-شوق فراوان برای زندگی كردن دارند
-زیباپسند بوده و علاقمند به آثار هنری هستند
-دارای قوه تخیل (فعال ) بالایی هستند
-در زندگی كمتر جزیی نگر هستند؟
-پیچیدگی در امور را بر سادگی ترجیح می دهند؟
-تمایل به انجام كارهایی دارند كه با ریسك توام است
-در انجام تصمیم گیری ها انعطاف پذیرند
-آنها تمایل دارند كه احساسات و هیجانات خود را صریح بیان كنند.
افراد خلاق از هوشی بالاتر از حد متوسط برخوردارند
- به موضوعاتی توجه می كنند كه دیگران به آن توجه ندارند.

اگرچه تمامی عوامل فوق در یك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد اما این ویژگیها در افراد خلاق بیشترازدیگران دیده می شود .

  به تحقیق آموزش هنر مى تواند قابلیت یادگیرى را افزایش دهد،بر قدرت درک بیفزاید ودیدگاه انسان نسبت به جهان وپدیده هاى آن را درذهن بشرگسترش دهد.آموزش هنرمى تواند با بهره گیرى از وجوه زیبایى شناختى خود موجب رشد تفكر خلاق وانتقادى شود.

 اگرآفرینش هنرى را مترادف با نو آورى،خیال پردازى وابداع بدانیم ،درآن صورت باید به تأثیر مثبت قدرت خلاقیت كه اعتماد به نفس افراد را تقویت وبه شكل گیرى تصویرمطلوبى ازفرد كمک مى كند نیز باور داشته باشیم.

   ارنست بویر (Ernest Boyer ) در مطالعه وتحقیق خود این موضوع را مطرح مى كند كه  " هنر بخش اساسى تجربه ى انسانى است .هنر دكوریا عنصر تزیینى نیست. " توصیه مى كنیم كه همه ى دانش آموزان هنررا مطالعه كنند تا دریابند  كه چگونه انسان ها نه فقط با واژه ها بلكه از طریق هنرهاى تجسمى با هم ایجاد ارتباط مى كنند.

در این قسمت با چند شیوه پرورش خلاقیت كودكان آشنا مى شویم.که معلمین باید به آن توجه داشته باشند

- فعالیتهاى هنرى باید به صورتى تنظیم شوند كه نامحدود باشند.خلاقیت به فرآیندهاى خلاقانه مى پردازد ونه محصول هنرى هنگامى كه قضاوت درباره ى فعالیتهاى هنرى كودكان را برپایه تكمیل یك اثرهنرى قرار دهیم،توانایى آنان را براى تمرین خلاقیت محدود مى سازیم.

- رنگ آمیزى الگوى كتاب هاى نقاشى، وصل كردن نقطه ها به هم واستفاده از كاغذ كپى ونظایر این شیوه هاهمه خلاقیت كودكان را محدود مى كند. چرا كه این فعالیتها موجب مى شوند همه آثارهنرى شبیه به هم باشند.به جاى آن كه الگویى را دراختیار كودكان قرار دهیم تا آنها به رنگ آمیزى این طرح ها مشغول شوند وهمه نقاشى ها شبیه هم شوند،مى توانیم  شعری را بخوانیم ویا قصه ای بگوییم  واز آنها بخواهیم تخیل را رها کنندواستنباط خود راازهرچه شنیده اند نقاشى كنند.

  كودكان باید در محیطى امن ودلگرم كننده به هنر وآفرینش آثار هنرى مشغول شوند محیط كلاس باید به شكلى باشد كه هر پنج حس كودكان را فعال سازد. به كودكان گوشزد كنید كه نقاشى و طراحى به تنهایى كافى نیست ، از آنها بخواهید كه بافت كاغذ را احساس كنند، بوى مداد رنگى و رنگها را استشمام كنند ،هنگامى كه مداد رنگى را مى تراشند و كاغذ را پاره مى كنند به صداى آنها گوش كنند وهنگامى كه رنگها را با هم تركیب مى كنند تغییررنگها را ببینند.

حال با توجه به تعاریف بیان شده در می یابیم كه هنر بواسطه ویژگیهای زیر می تواند زمینه ساز خلاقیت در انسان باشد :
1-هنر كمك می كند ذهن آدمی در فضایی آرام بخش حرکت كند، كاوش نماید و چیزهای جدید كشف كند و اندیشه هایی بروز دهد كه تجربه نشده است .
2-هنر زمینه ساز انگیزش است و انسان را وادار به حركت می كند . انسانی كه با انگیزش بوده و هدفمند به پیش می رود ،خلاقیت او را همچون دوستی برای رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
3-هنر با خلق زیبایی ها به مغز انسان آرامش می بخشد و شرایطی را پدید می آورد كه سلول های مغز در فضایی به دور از هیاهو و نگرانی اندیشه نمایند.
4- هنر می تواند آدمی را به درون خویش هدایت نماید و اگر انسان در این میان خویش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگی را برای خود كشف نماید ، باعث ایجاد تحولی در انسان می شود كه زمینه ساز انگیزش درونی بوده و این خود پیش زمینه خلاقیت در انسان خواهد بود.
5-هنر بهره گیری از قوه تخیل فعال را در انسان تقویت كرده و این خود می تواند زمینه ساز افكارنو شود بسیاری از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخیل ذهن بزرگانی است كه در گذشته این اختراعات را در ذهن خود تصور كرده بودند و سپس دیگران آن را عملی ساخته اند.
6-هنر زمینه سازحرکت انسان به سوی خالق خویش است كه این می تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گیری خلاقیت مثبت و اثربخش در انسان باشد .
7-مغز از دو نیمكره تشكیل شده است .دو نیمه مغز شبیه یكدیگر بوده و هماهنگ با هم عمل می كنند . فعالیت هایی نظیر ریاضیات ،زبان و ارتباط كلامی ، منطق،بررسی و تجزیه و تحلیل و نویسندگی در نیمه سمت چپ مغز انجام می شود و فعالیت های نظیر تصور و تجسم ، شناخت رنگ ، موسیقی ،وزن و آهنگ ، خیالات و آرزوها بر عهده نیمه راست مغز است . هرگاه انسان بتواند از دو نیمه مغز استفاده كند كارایی مغز بطور فوق العاده ای افزایش خواهد یافت . نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر می كنند بسیاری از دانشمندان با بهره گیری از هنر تلاش كرده اند نیمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همین علت لازم است كه با بهره گیری از هنر قابلیت های مغزی خود را افزایش دهیم
8-..هنر دارای تاثیرات درمانی بر روی بدن انسان دارد كه با بهره گیری از آن می توان به درمان بعضی عارضه ها پرداخت و یا از بعضی مشکلات پیشگیری نمود و این خود سبب سلامت جسم و مغز می شود.روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفی موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگری در كودك می شود و خلق آثار هنری می تواند باعث تقویت اعتماد به نفس در كودك شود . بكار گیری روش های درمانی نظیر نمایش درمانی ، قصه درمانی ، هنر درمانی ،كاربرد موسیقی در درمان بیماران مضطرب و افسرده در حال افزایش است .

   هیچگاه آثار هنرى كودكان را نقد نكنید. در باره آثارهنرى كودكان پرسش هایى مطرح کنید كه بتوانند بصورت تشریحى به آنها پاسخ دهند. به جاى اینكه از كودك بپرسید"چه چیزى را نقاشى كرده اى ؟" بهتر است از او بخواهید درباره كارش توضیح دهد،وبكوشید همواره در مسیر پرورش خلاقیت هنرى كودكان گام بردارید.

 

 

عوامل مرگ خلاقیت

1- هنگامی که دانش آموزان را تشویق می کنیم به جای استفاده ازافکار خود ازافکاردیگران استفاده کنند ،خلاقیت راازبین می بریم .خلق اثرهنری بزرگ به تجربه ،خاطرات ،مشاهده وقدرت تخیل خود کودک بستگی دارد.      

2- مشاهده ونقاشی تصاویرکلیشه ای خلاقیت را ازبین می برد.

3- هنگامی که نمی گذاریم دانش آموزان خود شخصا تجربه کنند ومسایل را برای آنها شرح می دهیم، و

هنگامی که به جای توصیف مساله از مثال استفاده می کنیم خلاقیت رااز بین می بریم .

4-هنگامی که به آراستگی وشکل ظاهر بیش ازاثرهنری خلاقانه که نمایانگراحساسات دانش آموز است اهمیت می دهیم مانع پرورش خلاقیت می شویم .امروز به رعایت نظم وترتیب دراثرهنری بیش از آن چه باید اهمیت داده می شود .توجه به ظاهر اثر ونه محتوای آن ونیز توجه به کار هنری اثر – شیوه خوبی برای ازبین بردن خلاقیت دانش آموزان است .د رهرمعیا رارزیابی باید به خلاقیت بیش از آراستگی وظاهر دراثرهنری نمره داده.

5- هنگامی که بدون تمرکز برموضوعی به کودکان آزادی بدهیم خلاقیت راازبین می بریم هنگامی که با محدودیت روبه روهستیم فرصت های بهتری برای مبارزه با آنها داریم.

 درپایان به این نکته اشاره می کنم که

نتایج تحقیق دوسالانه ای باعنوان به سوی تمدن اعلام می دارد که "آموزش هنر به صورت پایه ای در دنیای امروز نادیده گرفته می شود." بسیاری از مدارس با تآکید برآموزش خواندن ،نوشتن وریاضیات آنچه که آنها تزیینات در امرآموزش می دانند – یعنی هنر- راکنار می گذارند .نتیجه این می شود که "میراث هنری که مختص ماست وفرصت هایی که مختص تکامل آن میراث ارزشمند است از دست افراد جوان جامعه ما می رود " نه تنها نبود یا نابسندگی هنرها در مدارس دسترسی کودکان را به گنجینه فرهنگی جهان ازبین می برد ،بلکه بدون هنرهم هیچ تمهیدی برای زیربنای فرهنگی وجود ندارد که تضمین کند آینده فرهنگی جهان چگونه خواهد بود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 13:47  توسط احمدی  |